اشکان تک ستاره قلبم(اشکان شفیعی)

هر انسان لبخندی از خداست و تو زیبا ترین لبخند خدایی زیبــــاترین بهانه زندگیم دوستت دارم . . .

کودکم,آن روز که درهنگامه یاس و حریر و هلهله به آشیانی زیبا کوچیدیم......

 آنروز که تصویری از حضور رنگین تودر میان نبود.....

خیال بودنت لحظه هایمان را به سمت عاشقانه ها می برد.

وآنروز که آهنگ اولین گریه ات زیباترین نوای زندگیمان را ساخت,

بیرنگ شدیم و تمامی رنگهایمان را به تو بخشیدیم....

دلبندم ,ما پلی شدیم برای عبور تو از نردبان زندگی و تو....

ای تمامی هر چه خوشبختی است

ردپای رنگین کوچکت از بطن وجودمان ,تا آسمان ,تا خورشید ,تا آنچه میخواهیم و میخواهی

زیباترین تصویری است که ما را وا میدارد تا تنها به تو بیندیشیم

و دیگر هیچ....

اشکانم,در مسیر شیشه گون زندگی که هر آن خیال شکستن در زیر پاهای کوچکت دلهای عاشقمان

را میلرزاند,دستهایمان همیشه برای گرفتن دستهای کوچکت همراه خواهد بود.

کودکم تو تنها به خورشید بیندیش به آسمان به تمامی رنگها که آینده تو را انتظار میکشد....

و دیگر هیچ...

 

 

 

تبریک روز معلم

اول از همه سلامی میکنم به دوستان عزیزم و پسرک گلم دوستان امسال برای من سالی بود که میتونم بگم فرصت آزاد برای نوشتن و بروز رسانی وبلاگ پسرم نداشتم و از این بابت از پسرکوچولویم و دوستانی که منتظر بروز رسانی بودند عذرخواهی میکنم. امروز به مناسبت روز معلم و هفته معلم اومدم تا این روز را به همه معلمان و کسانی که در عرصه علم و دانش تلاش میکنند تبریک بگم. روزتون مبارک  و اما نقاشیهای خلاق پسرک در مورد این روز زیبا و برای معلم پرتلاش و کادر زحمتکش کودکستان     ...
13 ارديبهشت 1395

جشن بازگشایی

سلام پسر قشنگم. امروز 94/07/08 توی کودکستان جشن بازگشایی براتون گرفتند و به همین مناسبت من مرخصی گرفتم تا همه وجودم  را با دستهای خودم آماده و راهی کنم و از اینکار بیشترین لذت را میبرم . دردانه مادر الان 5 سال و دو ماه از روزی که پا به دنیای ما گذاشتی میگذرد و من هر روز دلم بیشتر و بیشتر به روزهای گذشته تنگ میشود ، دلم برای شیرخوردنت ، گریه کردنت و برای اونروزهایی که صبحها با صدای تو و بخاطر تو چشمانم را باز میکردم و تو را کنار خودم با اون چشمان جادوئی و  لبهای خندان و زیبا میدیدم تنگ شده . اصلا باورم نمیشه که پسرک من داره میره پیش دبستانی . اما خدا را شاکرم و هزار مرتبه شکر میگویم بخاطر این حس زیبای مادری که در دلم تابانده ....
9 مهر 1394

تابستانی که گذشت و ورود اشکان به پیش دبستانی

اول از همه سلام گرمی دارم به دوستان خوبم که در نبود ما دلشون برامون تنگ شده و واسمون کامنت گذاشتند و نگرانمون بودند ، دوستان گلم جای هیچ نگرانی نیست فقط من یه کم تنبل شدم و حسش رو نداشتم که بیام و مطلب بذارم و البته کمی هم مشغله کاری و فکری اجازه اینکار و نداد اما امروز تصمیم گرفتم هر طوری شده مطلب بذارم حتی شده برای تشکر و قدردانی از شما بزرگواران و اما پسر عزیزتر از جانم اشکان ، مامانی از شما هم به خاطر تنبلیش معذرت خواهی میکنه.دوستت دارم فرشته مهربونیها توی این دو ماهی که گذشت و ما نبودیم بابایی براش مشکلی پیش اومده بود و حدود یک ماهی سرمون به اون گرم بود و به همین خاطر تولد پسرکمون با یک ماه تاخیر به صورت جزئی برگزار کردیم و با...
7 مهر 1394

تولد 5 سالگی پسر گلم اشکان

ای تنها دلیل رد کردن هر دلیل و ای تنها بهانه ی آوردن هر بهانه دیوانه ی مهربانی تؤام …. ای بهترین چه خوب شد که به دنیا آمدی و چه خوبتر شد که دنیای من شدی پس برای من بمان و بدان که تو تنها بهانه برای بودنی تولــ ــ ـ ـــدت مبارک   روزها و ماهها و سالها از پی هم میگذرند و پسرک من هر روز بزرگ و بزرگتر میشه،هم خودش هم حرفهاش و هم نگاهش وسیعتر و سؤالاتش بیشتر و بیشتر و در این میان گاهی اوقات این خودشه که به سؤالات خودش جواب میده ، خدایا هزاران مرتبه شکر بخاطر همه داشته هایم و نداشته هایم . اگر دادی لطف کردی و اگر ندادی مصلحت بوده اما این هدیه ناب و خالص برایم از همه نداشته ...
22 تير 1394